http://mehdihaji.blogfa.com/post/14 سلام ، به آرتيمان خوش آمديد. براي خواندن متن (کتاب آرتيمان) به اين آدرس مراجعه کنيد آرتیمان - سرزمین آلاله ها - درباره آرتیمان

بسم الله الرحمن الرحیم

 آرتیمان

زادگاه میررضی الدین آرتیمانی و اینجانب

مونتسکیو ، موقع دادن یکی از کتابهایش به دوستش گفت : تو در یک شب این کتاب را مطالعه میکنی در صورتی که من موی خود را سفید کردم تا آن را به رشته تحریر درآوردم .

مطالب زیر برگرفته از منابع مختلف میباشد که با تلاش چندین سال  اینجانب در سال 1375 به بعد بود که به صورت یک دفتر 60 برگ  بنام ( سیری کوتاه در جغرافیای روستای آرتیمان ) به رشته تحریر درآمد و آماده چاپ گردید . لذا با توجه به بعضی موانع چاپ آن متوقف شد . مطالب زیر برگرفته از این دفتر میباشد .

 

منابع و ماخذ استفاده شده در شرح آرتیمان:

جغرافیای مفصل ایران :  مسعود کیهان – ربیع بدیعی

لغت نامه دهخدا

انتشارات محیط زیست تویسرکان و حومه

آمارنامه استان همدان : سازمان برنامه و بودجه

دائره المعارف اسلامی : حمداله مستوفی

مجمل التواریخ : ابوالحسن بن محمد امین گلستانه

مرات البلدان : مرحوم محمدحسن خان اعتماد السلطنه

بستان السیاحه : مرحوم شیروانی

تذکره صبح روشن

مسالک الممالک : اصطخری

تویسرکان : محمدمقدم گل محمدی

دیوان رضی الدین آرتیمانی : محمدعلی امامی

جغرافیای پیام صوره الارض : ابن حوقل

معجم البلدان : یاقوت حموی

وبلاگ : سید رضا میرمعینی

بهترین اشعار : ح . پژمان

تذکره همیشه بهار

تذکره روز روشن

زنان سخنور : مشیر سلیمی

**********************

پیش گفتار و مقدمه

آرتیمان خطبه ای است که نزهت هوا و لطافت فضا و سرسبزی در بند ها و چمنزار هایش فراوان می باشد به غایت نیک و مردمش همه فارسی زبان- اطرافش فی الجمله درخت - و آبش از چشمه سارها به غایت خوشگوار و هوایش در تابستان به اعتدال مایل- میوه هایش فراوان و اکثرا ممتاز- مردمش نیک محضر وهمگی شیعه مذهب هستند ، اراضی آن حاصلخیز و پرآب است کوه هایی که در دامنه آن زندگی میکنند به کثرت چشمه سار ها و چاههای پرآب موصوف است هوای آن سالم و از نواحی سردسیر است- زمستان بسیار سرد وسخت بوده و رودخانه ی بزرگی بنام آرتیمان رود در آن جاری است.

طراوت اشجار- سر سبزی اراضی و فراوانی آبها و لطافت هوای آن به درجه کمال است. سرسبزی دربند ها و کوهها و دره ها و چمنزار های خیال انگیزش که به برکت آب و برف کوهها زیبایی و جمال یافته است.

خطه ای است دلگشا وروضه ای است جانفزا و از روستاهای معروف است و در نزهت هوا و لطافت فضا سالم،آفاق خاکش را با محبت سرشته است و آبش را با مودّت آغشته ، هوایش چون دم عیسی روح افزاست و فضایش مانند ید بیضای موسی معجز نما، شمیم صبا در بر نسیم شمالش مایه عجز و نیاز در کف آورده، سبزه ی مرغزارش نمونه ای از خط بنفشه رویان است و صفای دشت و کوهسارش رخسار فرشته رویان می باشد .

هوایی که از مجاورات اشجار می گذرد و آبهای کثیر آن به طوری مفرّح و نشاط آور است که قابل توصیف نیست ، حبوبات در اراضی آن به قدر کفایت به عمل می آید ولی به علّت سردی هوا در بعضی سالها دچار خسارت میگردد.

«حمد الله مستوفی» در دائرة المعارف خود جلد 5 درباره آرتیمان می نویسد :

(بین توی و سرکان دهکده ای است موسوم به«آرتیمان» در دره ای که به واسطه ی کثرت اشجار و طبقات بیوتات وضعی دارد که از اماکن متنزهه ی دنیا به شمار می آید. در حوالی این دهکده دره هایی متعدد و با صفا موجود می باشد.) «اعتماد السلطنه» در کتاب مرآت البلدان می نویسد :

(تقریبا به فاصله ی شش هزار قدم مسافت از قصبه توی و سرکان دهکده ای است موسوم به آرتیمان واقع در دره ای که به واسطه کثرت اشجار و طبقات بیوتات تشکیل وضعی می دهد که نهایت قابل سیر و سیاحت است) .

«مرحوم شیروانی» در کتاب بستان السیاحه صفحه 192و 193می نویسد :

(قریه آرتیمان که از قرای تویسرکان و نیم فرسخی آن است و محلی مسرت مرفور است......الحق قریه آرتیمان: روضه من ریاض الجنان است).

  عکس آرتیمان و خاله خمیره

از بالای تپه

«موقعیت و وسعت»

 آرتیمان با مساحت          کیلومتر متر مربع بین 34 درجه و  34دقیقه و 55 ثانیه عرض جغرافیایی از خط استوا و 48 درجه و 26 دقیقه و 55 ثانیه طول جغرافیایی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد.از شمال و شمال غرب به سرکان و کوه سرافراز اشتوار- از جنوب به تویسرکان و شهرک قائم- از غرب به روستای ریواسیجان و تپه آن و از شرق به سلسله کوههای بلند محدود می باشد بلند ترین نقطه ی آرتیمان کوه خاکو میباشد که از ارتفاعات متصل به کوه الوند همدان است و این کوه بین آرتیمان و همدان قرار دارد ارتفاع آرتیمان از سطح دریاهای آزاد جهان1923 متر است.

 «جمعیت آرتیمان»

  برابر سرشماری آبانماه 1335جمعیت آرتیمان1493نفر بوده که از این تعداد 716 نفر مرد و 777 نفر زن بوده است که این سرشماری در سال13۷5جمعیت آرتیمان را 387 خانوار با 1366نفراعلام نموده اند که717 نفر مرد و 649 نفر زن می باشند که این آمار نشان می دهد که آرتیمان به عللی که ذکر خواهد شد با کاهش جمعیت در یک مقطعی روبرو شده است . سرشماری جمعیت در سال 1385 جمعیت آرتیمان را ۶۹۴ خانوار با ۲۶۵۵ نفر اعلام نموده است که شامل ۱۳۵۳ نفر مرد و ۱۳۰۲ نفر زن میباشد . سرشماری جمعیت در سال ۱۳۹۰ جمعیت آرتیمان را  .................................که جمعیت نسبی       نفر در هر کیلومربع بوده است.

 مهاجرت از آرتیمان به شهر و اطراف آن از نظر کشاورزی لطمه بزرگی وارد آورده است و عوامل عمده ومهم مهاجرت در سالهای قبل عبارتند بودند از :کمبود ماشین جهت رفتن به شهر- کمبود آب-گاز و مواد سوختی- عوامل فرهنگی مانند مدرسه ابتدائی – راهنمائی - دبیرستان و هنرستان ، خرابی کوچه ها و کوچک بودن آنها و ... می توان نام برد به این جهت خوب است که مسؤلین هر چه سریعتر با ایجاد امکانات لازم در این روستا باعث جلوگیری از این مهاجرتها شوند.

 «ویژگیهای تاریخی و وجه تسمیه آرتیمان »

 

 درباره آرتیمان فعلی قدماء گفته اند که نام قبلی آن علی آباد بوده است و علی آباد دهکده ای بود بین توی و سرکان و نزدیک به ریواسیجان فعلی، ویرانه هایی که از علی آباد باقی مانده است هم اکنون در کنار زمینها ی صحرا (تقریبا با بررسی اینجانب در زیر باغ حاج مجتبی زاهدی پور) بر اثر شخم زدن زمینها خشتها و آجر های سفالی از زمین بیرون می آید.

درباره ی ویرانی آن نوشته اند : علی آباد دهی بود حد واسط سرکان و مشکان و توی ، زمینهایش مرتفع بود و در آنجا هم مثل رودآور ، زعفران بسیار می کاشتند بعدها در نتیجه زلزله شدید که قصبات رودآور و مشکان نابود شدند علی آباد نیز ویران گردید . باقیمانده مردم علی آباد که جان سالم به در بردند به دره ای بالاتر و در کنار کوه آتشبار(اشتوار) روی آورده و بنای آرتیمان فعلی را بنیاد نهادند و چون مردم از ایمان زیادی برخوردار بودند نام این قصبه را آورد ایمان نهادند که به مرور زمان به آن آرد ایمان و آرتیمان گفتند . این گفته های قدماء است و اثبات تاریخی آنچنانی ندارد .

 «بافت آرتیمان»

  از آنجایی که آرتیمان قدیمی و کهنسال است کوچه ها و محله های قدیمی که در اکثر روستاهای ایران دیده می شود در آن وجود دارد . علاوه بر این کوچه های قدیمی آرتیمان دارای مجتمعهای مسکونی در شمال و شمال غرب و جنوب و شرق می باشند و شکل نقشه ای آن به صورت خطی می باشد. از لحاظ بافت آرتیمان دارای کوچه های پیچ در پیچ می باشد و به جز چند کوچه تقریبا وسیع که محل رفت و آمد تعدادی از ماشینهای سبک می باشد کوچه ی وسیعی دیگر ندارد و از نظر محل به دو محله ی بالا و پایین تقسیم شده و در این محله ها نیز تقسیماتی بنام های راه باغا- مصلی راه باغا- میان ده- مصلی پایین- زیر جو- پادشاهی - مصلی بالا- سرسنگها- کوچه مِچی- بریاء - چال آسیابها – پشت بغچاء و غیره وجود دارد و این دو محله مانند دیگر روستا ها از قدیم الایام دارای روابط نسبتا تیره به هم بوده اند و اکثرا بچه ها در مدارس با هم به نزاع می پرداختند ولی اکنون به علت رواج فرهنگ مقدس اسلام در مدارس و مساجد و به برکت جمهوری اسلامی ایران این دو محله با هم روابطی دوستانه برقرار نموده اندو از عوامل یاد شده به حمد اله کمتر اتفاق می افتد.

 «آثار و بنا های تاریخی»

 1- قبرسیّد میر معین جده میر معین ها مشهور به قبر آقا که درپای کوه معروف به خاله خمیره واقع شده است.

2- امام زاده عبد الله که درکنار پیاده رو و جاده سرکان – آرتیمان و درپای کوه مدفون و دارای ساختمانی آجری و قدیمی و زیارتگاه عموم است . در حال حاضر هیئت امناء امامزاده و اوقاف در حال احداث مسجد امام مهدی (عج) در کنار آن میباشند .

3-مسجد حاج حیدر حاجی زین العابدینی هفتمین جده اینجانب که در راه باغها و محل پایین است و دردهه 1360باز سازی شده است و بنای اولیه آن متعلق به حدود 500 سال پیش می باشد .

4- حمام محله پایین : که بنای اولیه ی آن حدودا" متعلق به سالهای1200می باشدو در حال حاضر مخروبه شده است .

5- پلهای سر رود خانه محله پایین و محل بالا که در سال 1351 بازسازی شده است.

«آثار»

1- توت درب حمام مصلی که قطر تنه آن حدود 5 متر و 58 سانتی متر است و قدمت آن به570 سال می رسد و از کهنترین درختان منطقه تویسرکان مانند چنار باغوار است و لی توجه کافی به آن نشده و در حال از بین رفتن است.

۲- سنگ پنجعلی در مسیر گردشگاه گانه زارسنگ بزرگی در کنار جاده وجود دارد که به سنگ پنجه علی معروف است جای پنج انگشت دست به صورت فرو رفته در روی سنگ قابل مشاهده است.طبق گفته قدیمی های روستا جای دست مربوط به حضرت علی (ع) است که با فریاد زنی در زمانهای قدیم که فرزندش درمسیر افتادن این سنگ ازکوه بوده است  نام علی را برای نجات فرزندش به زبان اورده که با  دست ان حضرت سنگ در بالای سر کودک از حرکت می ایستد وجای دست حضرت در روی سنگ میماند.

 «ناهمواریها»

 آرتیمان محله ای کوهستانی است کوههای شمالی وشرقی آن جزء رشته کوههای زاگرس می باشد و این کوهها در دوران مزوزوئیک از نفوذ توده ی عظیمی مواد آذرین به داخل رسوبات قدیمی تر ایجاد شده و فرسایش در دوران های ترشیاری و کواترنری در آنها عمل کرده و رسوبات قدیمی فرسایش یافته و سنگهای گرانیتی در معرض دید قرار گرفته اند .

همزمان با ناهمواری الوند و زاگرس مرکزی با حرکات کوهزایی دوران ترشیاری(سوم)کوههای آرتیمان پدیدار گشته و بیشتر از سنگهای آذرین و دگرگونی می باشند.

 مهمترین ارتفاعات آرتیمان عبارتند از:

 

 1- ارتفاعات شمال شرقی شامل: خاکو- نخودزار- بنفشه در- کوسه در- چرخ خدایی و غیره می باشد

2- ارتفاعات شمالی شامل : کوه اشتوار و خاله خمیره که تماما پوشیده از سنگهای گرانیتی سخت می باشد- کوه اشتوار که قدماء به آن آتشبار می گفتند و در باره اش میگویند در میلیونها سال پیش آتشفشانی بوده است و هم اکنون شکل کله قندی دارد و منبع آب آشامیدنی آرتیمان در دامنه آن قرار دارد.

3- ارتفاعات جنوبی شامل :کوه جلیندرو نصار می باشد.

4- ارتفاعات شمال غربی شامل:  یک کوهپایه و تپه می باشد. در دامنه های کوههای خاله خمیره- اشتوار جلیندره و کوهپایه غربی خانه های مسکونی بنا شده است ودر کل باید گفت آرتیمان کوهستانی بوده و اکثریت خانه های مسکونی در این دامنه کوهها بنا گردیده است. 

 گانه زار

یکی از گردشگاههای زیبا که در بین کوهستان وجودداردکه با وسائط نقلیه هم می‌توان تا آنجا رفت (گانه زار)است که الحق و الانصاف جائی دیدنی با محیطی فرحبخش و چمنزار و آب زلال رودخانه می‌باشد. محیطی زیبا با درختان بید و توت و سرویس بهداشتی برای گردشگران دراین محل وجوددارد.تا از این محل دیدن نکنید به زیبائی طبعت خدادادی پی نخواهید برد 

  «آب وهواو شرایط جوی»

 

آرتیمان به علت کوهستانی بودن و ارتفاع زیاد از سطح دریا و قرار گرفتن در منطقه معتدله از آب و هوای سرد کوهستانی برخوردار است. آرتیمان به طور نسبی دچار کمبود آب جهت آبیاری و آشامیدن می باشد و این کمبود از سالی به سالی دیگر متغیر است و عوامل مهم کم آبی را می توان : شیب زیاد  زمین- کمی ضخامت لایه های رسوبی خاک- کمی بارش- ومهار نکردن آبهای سطحی و نبود سد دانست . آب آرتیمان از چشمه ها - چاهها- ذوب برف کوهها در ماههای گرم سال تامین میگردد.

 رود مهم و دائمی آرتیمان بنام آرتیمان رود همان رودخانه محلی است که پس از انشعاب از سه دره ی بزرگ در باغهای بالا به یک رودخانه تبدیل شده و از زیر آبادی و از کنار ایستگاه ماشینها به سوی باغات و صحرا و از آنجا به روستای قلعه آقابیک سرازیر می گردد و تنها منبع مهم آب جهت آبیاری باغات و صحرا می باشد و پس از گذشتن از راهی طولانی با کرزان رود - سرکان رود - سرابی رود، رود مهم تویسرکان یعنی قلقل رود را تشکیل داده و پس از این در کنار روستای گردیان نهاوند به گاماسیاب می پیوندد که این رود به کرخه که یکی از رود های مهم ایران می باشد پیوسته و بالاخره به خلیج فارس میریزد.

 عکس از آرتیمان رود با درختان گردو 

 وجود سلسله کوههای شمال و شمال شرقی آرتیمان تاحدی مانع نفوذ باد شمال سیبری و جبهه هوای سرد قطبی به آرتیمان می گردد و در نتیجه برودت هوای داخل آرتیمان در زمستان نسبت به اطراف تا حدودی کمتر است.

 «تغییر وضع کلی آب و هوای آرتیمان»

  در نیم قرن پیش هوای آرتیمان در زمستان سردتر از زمستانهای اخیر بوده و برف و باران نیز خیلی بیشتر از این سالها می بارید به طوریکه در ماههای آذر ، دی و بهمن گاه روز هاو هفته ها متوالیا" برف می بارید و هر روز دو یا سه بار پشت بامها را برف روبی می کردند کوچه های تنگ انباشته از توده های عظیم برف بود که گاه ارتفاع آن تا نزدیک پشت بامها می رسید و در بعضی جاها روی برف پله می زدند و گاه در بعضی کوچه ها ی تنگ زیر برف تونل کوتاهی می زدند گاه این برفها در کوچه ها و داخل حیاطها تا اواخر فروردین باقی بود  همچنین در بعضی  شبهای زمستان سرما به حدی شدید می شد که ظرف محتوی آب داخل اطاق و حتی روی کرسی یخ می زد.

متأسفانه وسائل و عوامل تحقیقی در اختیار نیست تا در مورد علل این تغییر مبادرت به تحقیقات علمی زد و شاید بتوان گفت یکی از این عوامل که در سراسر ایران نیز مشاهده می شود پیشروی خط فرضی استوا به طرف قطب شمال و همچنین کم شدن لایه ی ازن در حال حاضر باشد.

 

از وضعیت هم اکنون دما - باد - پیش بینی وضع هواشناسی آرتیمان و .... روی آدرس زیر کلیک کنید.

 

آب و هوای آرتیمان هم اکنون

 در زیر کلیک کنید

http://weather.mirbig.net/fa/IR/09/142945_%D8%A2%D8%B1%D8%AA%D9%8A%D9%85%D8%A7%D9%86#top

 

 از نظر میزان آبهای زیر زمینی آرتیمان نسبتا غنی بوده به خصوص در قسمت ارتفاعات مشرف به خاکو که دهها چشمه کوچک و بزرگ به هم پیوسته و همان آرتیمانرود را تشکیل می دهند آب آشامیدنی آرتیمان که از به پیوستن چندین چشمه در پای خاکو و اطراف آن بوسیله ی لوله از راهی طولانی به منبع آب آشامیدنی در بالای کوه اشتوار آمده و از این طریق آب آشامیدنی آرتیمان بوسیله ی لوله کشی تأمین می گردد با این وجود از کمبود آب با توجه به جمعیت زیاد زیان میبرد.

علاوه بر این آب ، چندین  چشمه در محل برای مواقع کم آبی وجود دارد که به نامهای چشمه سلمان چشمه کربلایی محمد حسین- چشمه کلاغانه – چشمه چنار و چشمه خدیجه و غیره نام برد که اکثرا" با توجه به لایروبی نشدن روبه خشکی گذاشته اند علاوه بر این چشمه ها چندین چاه در داخل بعضی حیاط ها برای کمبود آب چشمه ها وجود دارد.

  «میزان تغییرات درجه حرارت و ریزشهای جوّی»

  حداکثر درجه حرارت مطلق آرتیمان 36 درجه سانتی گراد می باشد و حداقل درجه حرارت مطلق 5/16منفی درجه سانتی گراد است و متوسط درجه حرارت سالانه 6/12منفی درجه سانتی گراد است. میزان بارندگی سالانه آرتیمان 4/308 میلی متر است و تعداد روز های یخبندان 93 روز میباشد . به علت کوهستانی بودن اکثر ریزشهای جوی در پاییز و زمستان به صورت برف است . و  به علّت تغییرات نامتناسب درجه ی حرارت در بعضی سالها درختان میوه دچار سرما زدگی شده و میوه و محصول خود را از دست میدهند.

نامتناسب بودن ریزش جوی از سالی به سال دیگر موجب از بین رفتن محصولات کشاورزی شده است. تعداد روزهای یخبندان به طور متوسط 81 روز برآورد شده و این سرما از اواخر آبان شروع شده و تا اواسط فروردین ادامه دارد .

میانگین درجه حرارت آرتیمان 15 تا 10 درجه ی سانتی گراد است.

 

«باد ها وانواع آن»

آرتیمان به علت کوهستانی بودن از مناطق باد خیز است و انواع باد ها به ترتیب در آن عبارتند از:

1- باد شمال و شمال غرب : که بیشتر در فصل زمستان و بهار می وزد و مرطوب و باران زا می باشد و 48 روز می باشد و از 11 اسفند به بعد می وزد.

نوعی از این باد  شمال که توده ای سرد از قطب شمال در اواخر پاییز به ایران می آورد هنگام برخورد با کوههای شمال سرکان مقداری از سرمای خود را از دست داده و نیز مقداری از سرما را هنگام برخورد با کوه اشتوار از دست می دهد که بنابراین برودت هوای آرتیمان نسبت به سرکان کمتر است .

2- باد غربی به  شرقی : که بیشتر در فصل پاییز می وزد و108روز است .

3- باد شمال شرق به جنوب غربی: که بیشتر در فصل تابستان می وزد و 36 روز است.

4-باد های محلی: که بر اثر اختلاف فشار بین ارتفاعات قلل شمال و شمال شرق و مناطق پست کناره های آرتیمان بوجود می آید و در طول سال می وزد. باد های محلی که به لحاظ وجود زمینهای پست و قرار گرفتن در مجاورت مناطق کوهستانی از تغییر درجه حرارت و اختلاف فشار بین این مناطق بوجود می آید در همه ی فصول بخصوص در تابستان و پاییز می وزد و شدت چندانی ندارد.

در یک تقسیم بندی دیگر سه نوع باد را می توان نام برد:1- باد غربی 2- باد گرمسیری آسیایی و3- باد شمالی .

باد غربی معمولا در ماه خرداد می وزد و جهت آن از شمال غربی به جنوب شرقی است.

اگر چه آرتیمان از ناحیه شمال غرب با کوههای نیمه مرتفع محصور است ولی همین کوهها تا حدودی شدت جریان باد را تعدیل می کند معهذا این باد که مدت وزیدن آن گاه چندین روز به درازا می کشد خسارت زیادی به سردرختی و زراعت وارد می سازد . باد شمالی که از نواحی روسیه به حرکت در می آید از اواخر تیر ماه به بعد هوای آرتیمان را تحت تأثیر قرار می دهد این باد در محل به باد پنجاه معروف است و باعث اعتدال هوا و محکم شدن مغز گردوها میشود .

به طور کلی میتوان گفت که آرتیمان در منطقه ی باد خیز و متوسط سرعت باد 4 متر در ثانیه قرار دارد.

 «پوشش گیاهی»

 کوههای آرتیمان در گذشته های دور دارای جنگلهای وسیعی از جمله بلوط- گز- انجیر- سماق- بادام کوهی- عناب و غیره بوده است . در حال حاضر باقی مانده درختهای سماق و عناب که قسمت کوچکی از باغهای بالا را پوشانده جنگلی وجود ندارد ولی مراتع در این کوهها از وسعت قابل چشمگیری برخوردار است. به علت کمی بارش که قبلا نیز ذکر شد آرتیمان فاقد پوشش گیاهی جنگلی است و گیاهان خودرو اغلب از نوع استپ و از تیره های مختلف از جمله : گند میان- گون- شیتیجه- گیاهان تیغ دار- بادام کوهی و گیاهان خشکی پسند و گیاهان مهم داروئی مانند بومادران- شیرین بیان- بادام کوهی- آذروه - کاکوتی (تیغ دوراغ) می باشد . فضای سبز آرتیمان را درختان دست کاشت انسان مانند : گردو- توت- زرد آلو- آلبالو- آلو- انگور- سیب- گیلاس- هلو- گلابی و غیره تشکیل می دهد که گردو در رأس همه درختان و بیشترین مقدار را تشکیل می دهد.

گردو

گردو همه ساله علاوه بر مصرف خانواده ها مقداری نیز جهت صادرات به کشور های خارج تشکیل می دهد و منبع درآمد اکثر افراد از سالی به سالی دیگر است.پوشش گیاهی آرتیمان برای کشت و پرورش درخت گردو بسیار مساعد است به طوری که رشد آن به کاملترین حد می رسد و قرنها به حیات خود ادامه می دهد با آنکه سالها قبل عده ای نا آگاهانه درختان کهنسال گردو را برای فروش چوب آن قطع می کردند ولی هم اینک نیز درختانی دیده می شود که سن آنها بالغ بر صدها سال است و گردو از معدود اشجار مثمری است که نگهداری آن مستلزم زحمت و هزینه زیاد نیست زیرا به ندرت دچار آفت می گردد و نیازی به سم پاشی و کود و هرس کردن و آبیاری مرتب ندارد.

بزرگترین خطری که محصول گردو را تهدید می کند سرما است زیرا گل آن در مقابل سرما بسیار حساس است و سالهائی که در فصل بهار و زمان شکفتن گل آن که به آن در محل گربه توله می گویند سرمای ناگهانی برسد صدمه زیادی به محصول گردو وارد می شود و مقدار زیادی و یا تمام گردوی آن را به زمین می ریزد . 

توت

 توتنیز منبع درآمدی برای تعدادی از افراد است. در یکی از کتاب ها درباره ی توت آرتیمان آمده است که: بسیاری از مناطق تویسرکان برای کشت درخت توت فوق العاده مساعد است . نوع میوه توت آن بسیار عالی است به طوری که می توان گفت اگر از جنس توت کن و مشهد نباشد دست کمی از آنها ندارد مخصوصا توت ناحیه آرتیمان که از حیث درشتی و شیرینی کم نظیر است.

 پوشش گیاهی زرد آلو:

زرد آلو از جمله میوه هایی بود که کشت و پرورش درخت آن در آرتیمان تا دو سه دهه اخیر رواج فراوان داشت و یکی از اقلام بزرگ درآمد این ده را تشکیل می داد و هر ساله مقادیر متنابهی برگه آن به کشور های آلمان و شوروی سابق و آمریکا صادر می شد و سود قابل توجهی عاید باغداران و صادرکنندگان می گردید . چندین کارگاه تهیه برگه زرد آلو وجود داشت که به آن خشکبار می گفتند و در آنها تعداد زیادی به کار مشغول بودند که رفته رفته در دهه های اخیر ساختمان آنها به ویرانه تبدیل گردید و در حال تنها دوتا از مخروبه های آنها در زیر بهشت زهرا آرتیمان و یکی در کنار مخابرات وجود دارد . به زرد آلوی خشک غیثی می گویند.

«پوشش گیاهی آلو بخارا »

 تا چند دهه قبل آلوبخارا از ارزش تجاری بسیار بالایی برخوردار بود اکثر باغات آرتیمان به کشت این درخت اختصاص داشت اهالی پوست آلو را برداشته و آلو را در آفتاب نیمه خشک کرده و آن را برای صدور به کشورهای خارج آماده کرده و به آن آلوپوسی می گفتند و از صدور آن پول قابل توجهی عاید مردم می گردید.

  « زندگی جانوری »

 هر چندکه مرز قطعی و دقیقی برای پراکندگی ورود جانوران به آرتیمان نمیتوان تعیین کرد ، ولی با توجه به آب و هوای کوهستانی آرتیمان میتوان از جانوران پستاندار از قبیل : گرگ ، شغال ، روباه ، گورکن ، سمور ، خرگوش ، گراز ، سگ ، گربه و غیره و از پرندگان : کبوتر ، کبک ، فاخته (کفتر گاوی) ، قرقاول ، قمری ، کلاغ ، باز ، عقاب ، دارکوب ، هدهد ، جغد و غیره نام برد . در سالهای اخیر گزارش دیدن گراز از کسی شنیده نشده است ولی در قدیم در باغهای پائین و باغهای متصل به کوه به وفور دیده میشد .و بنده هم شاهد دیدن گراز که به خوک هم معروف است بوده ام .

در فصل بهار که هوا کم کم گرم میگردد ، بلبلان و پرندگان بسیار زیبا و رنگارنگ برای گذراندن فصل بهار و شکوفه و گل سرخ وارد باغات آرتیمان گردیده و حال و هوای دیگری به آرتیمان میدهند.

این پرندگان اندک اندک از اواخر خرداد تا اواخر تابستان از باغات مهاجرت مینمایند و به سوی مناطق سرسبز دیگر ایران کوچ می کنند از پرندگان مهاجری که برای گذراندن بهار وارد آرتیمان میشوند میتوان : از فاخته (کفتر گاوی) ، باقرقره ، انواع بلبل ، مرغ عشق ، پرستو ، هدهد ، سار و غیره نام برد ، کلاغ سیاه که در فصل پاییز وارد آرتیمان میشود و تا اول زمستان هر شب از کوه جلیندر به کوه اشتوار مرتبا" رفت و آمد و پرواز می نمایند . و با بارش اولین برف از آرتیمان کوچ مینمایند .

 (( فرهنگ مردم آرتیمان ))

 آرتیمان دارای سابقه فرهنگی عمیقی است و همواره پرورش دهنده دانش پژوهان بسیار زیادی بوده است و وجود تحصیل کرده ها در مقاطع تحصیلی بالا در گذشته و حال این ادعا را تایید میکند در حال حاضر در چند سال گذشته این تحصیلات تا مقاطع بالاتر ادامه پیدا نموده و نسبت به گذشته افراد بیشتری به تحصیل پرداخته اند. بسیاری از افراد در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی شهرهای مختلف در حال تحصیل میباشند و در حال گذراندن دوران لیسانس ، فوق لیسانس و دکترا میباشند .

 ((خصوصیات و صفت اخلاقی مردم در نیم قرن قبل ))

 تا چند دهه پیش آداب و عادات در آرتیمان به نحوی بود که بیش از امروز موجب صمیمیت و یک رنگی و علاقمندی افراد نسبت به یکدیگر می شد به همین جهت رفتار طبقات مردم با یکدیگر نسبت به امروز مودبانه و صمیمانه تر بوده و تماس ها و دیدارها بین فامیل و همسایگان و دوستان خیلی بیشتر از امروز انجام میشد و اعتقادات پر ارزشی وجود داشت که موجب تشدید مودت و محبت می گردید ، ولی به مرور زمان و رواج فرهنگهای مختلف و وجود رسانه ها مثل رادیو ، تلویزیون ، موبایل و ..... و همچنین آمدن برق افراد را از هم دور و در آرتیمان این آداب را ضعیف کرد.

 ((اختلافات محلی))

 اختلافات مربوط به حیدری و نعمتی از حدود 400 سال پیش مقارن ظهور سلسله صفویه در ایران بروز کرد و در بیشتر شهرها و روستاها از جمله آرتیمان زمینه ساز درگیری ها و نزاع های دائمی و خونینی گردید ، به خصوص در ایام محرم با تحریک احساسات مذهبی مردم این درگیری ها بیشتر بوده و در نتیجه آن عده زیادی با هم درگیر می شدند.

راجع به چگونگی سابقه و منشاء این پدیده شوم اقوال مختلفی ذکر شده است.

علامه دهخدا در کتاب خود مینویسد :

 حیدری و نعمتی نام دو فرقه غوغا است که در غالب شهرها و روستاهای ایران بوده است. فرقه نعمتی پیروان شاه نعمت آولی بوده و فرقه حیدری پیروان طریقت شیخ حیدر زاوجی می باشند و اغلب این دو فرقه با هم به نزاع بر میخواستند و اوضاع را آشفته می کردند و جنگ و نزاع نعمتی و حیدری برای مخاصماتی که منشاء درستی ندارد و از تعصبات عوام سرچشمه میگیرد مثل شده است .

 ((سطح سواد))

استعداد مردم آرتیمان علاقه و توجه آنان به علم و دانش و وجود مدارس پسرانه و دخترانه در قبل و نزدیکی به مدارس شهر (در حال حاضر  مدارس فعلا" به علت نبود محصل تعطیل میباشد) یکی از ویژگی های آرتیمان است به طوری که هم اکنون دانشجویان زیادی را همانطور که اشاره شد در دانشگاههای کشور جای داده است و رجال موثر و باسوادی در ادارات سطح استان و مرکز در حال خدمت میباشند .

 ((راقم مینویسد))

 آرتیمانیها از نظر سواد و سطح علمی ارقام بالایی را نسبت به دیگر روستاها نشان میدهند با نظر به آمار در میابیم که کارکنان مشاغل علمی ، فنی ، تخصصی ، معلمان ، فرهنگیان و افراد در حال تحصیل بخش عمده ای از جمعیت آرتیمان را تشکیل میدهند. همچنین شرکت جوانان آرتیمان در مسابقات علمی و قرائت قرآن ، احکام ، مسابقات فنی ، ورزشی دلیل بر استعداد زیاد مردم آرتیمان میباشد.

 ((زبان))

 زبان مردم آرتیمان فارسی است که با لهجه خاص خود اداء میشود هر چند که لهجه محلی است و با دیگر روستاها اندکی متفاوت است ولی به طور کلی مبنای گویش مردم این منطقه متاثر از گویش زبان لری بوده و بسیاری از کلمات با لحن و لهجه مصطلح در مناطق استان لرستان اداء میشود مثل : شو (شب) ،آو(آب) ، گنم (گندم) ، دیه (دیگر) وراشی (برای چه) ولی لغات زیادی نیز در زبان مردم دیده میشود که خاص زبان محلی آرتیمان بوده است اگر چه در جاهای دیگر نیز زیاد دیده میشود مثل : پشمه (عطسه) ، کخه (سرفه) ، چنجه (هسته) ، موسو (شکمو) ، لف (سیل) ، پت (بینی) ، لخره (روده) ، تیلیفو (تلفن) ، نیکانیک (مکانیک) ، کلمیت (کبریت) ، استکوم (استکان) ،قلف (قفل) .

تصور بر آن است که این لغات سابقه تاریخی زیادی داشته و ریشه در زبان پهلوی ساسانی دارد که طی قرون متمادی از مسیر حوادث مصون مانده و سینه به سینه تا امروز حفظ شده است.

گویش محلی دیگر آن است که در موارد کلمات و جملات به طور اختصار تلفظ میشود و هنگام تکلم حروفی از وسط کلمه و یا اول و یا آخر حذف میشود که درک آن برای افراد غیر بومی مشکل است مثل : حسع (حسن) ، احمع (احمد) ، ممع (محمد) ، مصوا (مصطفی) ، مبیع ( محمدبگ ) ، محمدعلی ( مندلی ) مطیع ( محترم ) و غیره.

به جز این زبان ، زبان خاص دیگری در آرتیمان وجود ندارد ولی اندکی انگشت شمار به زبان کردی و ترکی صحبت مینمایند و در کل زبان مردم تقریبا فارسی شکسته متصل به زبان لری است است.

 ((نژاد))

 نژاد اهالی روستای آرتیمان مثل اکثریت مردم ایران آریائی است ، همانطور که میدانیم آریایی ها اقوامی از نژاد سفید پوست هستند که به صورت قبایل متعدد در آسیای مرکزی و حدود رود سیحون و جیحون می زیسته اند حدود 4 هزار سال قبل دستجات بزرگی از این قبایل به طرف آسیای مرکزی و جنوب و غرب آسیا کوچ کردند.

در بستان السیاحه مرحوم شیروانی می نویسد:

مردم این منطقه از نژاد تاجیک هستند و تاجیک به قومی میگویند که فارسی زبان و ایرانی الاصل باشد و در لغت نامه دهخدا آمده است که تاجیک یعنی غیر عرب و غیر ترک و نیز در دیگر کتب لغات مثل آنندراج ، برهان قاطع غیاث الغات و فرهنگ معین نیز به این معناست.

 ((مذهب))

 مردم آرتیمان مسلمان و پیرو شیعه اثنی عشر هستند با توجه به برخی قرائن میتوان پنداشت که قبل از ظهور اسلام بیشتر ساکنین آرتیمان مانند بقیه مناطق پیرو دین زردشت بوده اند اینک برخی اعتقادات واصطلاحات در آرتیمان وجود دارد که به احتمال زیاد آثار و یادگارهایی از دین زردشتی است.

چنانچه میدانیم در دین زردشتی روشنایی و آتش از حرمت خاصی برخوردار است و بسیاری از مفاهیم و مصادیق زندگی را به نحوی صریح یا کنایه آمیز به آن مرتبط میکنند چنانچه ((چراغ)) که مظهر روشنایی و ((اجاق)) که تجلی گاه آتش یا آتشکده است در این مذهب به عنوان سمبل حیات و نشانه ای از وجود بقاء خاندان تلقی میشود ، نظیر این کارها دعاهایی در مفهوم عامه است که میگویند چراغ عمرت روشن که مفهوم آن آرزوی حیات و دوام زندگی است یا کسی که فرزند نداشته باشد میگویند اجاقت کور است که مفهوم آن قطع نسل خاندان میباشد یا کسی که از مسافرت می آید به آن میگویند : چشمانتان روشن و آنها نیز میگویند روشنائیت روشن و این بیان در واقع آرزوی سلامتی است و نیز آتش و آتش بازی شب چهارشنبه سوری و شب عید نوروز که سابقا در اکثر مناطق از جمله آرتیمان مفصلا انجام میشد دلیلی بر این امر است. مراتب مزبور که هر یک شکلی منبعث از آتش و روشنایی است به احتمال زیاد ریشه در دین زردشت دارد.

قبلا تعدادی یهودی در آرتیمان زندگی میکردند و دارای باغ و ملک زیادی بودند . ازجمله باغ اشتراکی پدری من بود که با انتشار اعلامیه بالفور از طرف انگلستان این یهودی ها نیز مانند بقیه یهودی های ایران املاک خود را فروخته و از آرتیمان کوچ نموده و وارد فلسطین شدند و کشور صهیونیستی اسرائیل را پایه گذاری کردند .

بر اساس دین مبین اسلام  نماز جماعت در تمام فصول سال و به خصوص در ماه مبارک رمضان با شکوه و عظمت خاصی برگزار میشود و هر ساله در ماه مبارک رمضان مسابقات حفظ  و قرائت و احکام در شب های مختلف برگزار می گردد.

از لحاظ تدین این روستا زبانزد عام و خاص است . دارای چهار مسجد که در اکثر سال نماز جماعت و فرادی در آن برگزار می‌شود. در زمان جنگ تحمیلی با تقدیم چهل شهید یکی از روستاهائی می‌باشد که جوانانش داوطلبانه به جبهه‌های نبرد اعزام می‌شدندو این روحیه ایثارگری هنوز هم در بین جوانان وجود دارد.

((عشایر و ایلات آرتیمان))

 ایلات و عشایری که جهت ییلاق از بیرون به آرتیمان به کوههای شمال شرقی وارد میشوند بیشتر جهت چرای دامها از پوشش گیاهی استپ ، گون ، تیغ های کوهی و علفزار دره ها استفاده میکنند و این ایلات بیشتر از کنگاور ، کرخه ، اندیشمک ، حسینیه می آیند و اکثر آنها کرد زبان میباشند  و شیعه مذهبند. ایل رحمتی ، ایل سلیمانی ، ایل یارم طاقلو ، ایل ملیجانی از جمله ایلهای وارد به کوههای آرتیمان هستند. صنایع دستی در بین ایلات به دلیل محدودیت زمانی و طول راه رشد چندانی ندارد ، به هر حال بافتن قالی ، گلیم ، جاجیم و دوار (جهت سیاه چادر) در بین عشایر رایج است.

شغلهای فراموش شده آرتیمان

آجیه دوزی

همان گیوه نخی بود که به وسیله زنان رویهِ آن بافته میشد و به وسیله مردان کف لاستیکی و چرمی به آن دوخته میشد آجیه های آرتیمان بسیار ظریف,زیبا و با دوام بودند وبیشتر مردان در تابستان آجیه به پا داشتند چون آجیه از گرم شدن پا و عرق کردن آن جلوگیری می کرد.آجیه آرتیمان مشتریهای فراوانی داشت و تا این اواخر که تعدادی از آجیه دوزان در قید حیاط بودند ،آجیه به صورت پراکنده و مقطعی توسط آنان دوخته میشد.در کل میتوان گفت آجیه بافی و آجیه دوزی مثل قالی بافی در دیگر روستاها در آرتیمان رواج داشت و یکی از محلهای درآمد خانواده بود چرا که زنان تا بیکار میشدند و روی زمین می نشستند آجیه را برداشته و شروع به بافتن میکردند.رایج ترین شغل زنان آرتیمان همان آجیه بافی بود و نسل به نسل توسط مادران به دختران آموزش داده میشد یادش به خیر کفشهای خنک تابستانی که اگر الان پیدا شود جزء کالاهای لوکس به حساب می آید.

خرک داری (الاغ داری)

یکی از شغلهایی که تا پیش از ماشینی شدن زندگی مردم رواج زیادی داشت و تعدادی از مردم از این راه زندگی خود را میگذراندند شغل خرک داری یا چهارپا داری بود خرک دارها هر کدام چند خر قبراق و جوان و سرحال داشتند که بارهای مردم را جابه جا میکردند آنها نه تنها بارهای اهالی را در داخل آبادی وبین باغ و آبادی جابه جا می کردند بلکه در صادرات میوه های آرتیمان مثل توت که خیلی زود سیاه و خراب میشد نقش بسیار مهمی داشتند آنها راههای میانبر را بلد بودند وبا وجود خرهای قوی که داشتند خیلی زود بارها به مقصد می رسید.یکی از آذوقه هایی که خرک دارها برای زمستان خران خود ذخیره میکردند تیغ های کوهی بود که توسط آنها چیده می شد و در جایی جمع و بعد با چوبهایی شبیه گرز کوبیده و خرد میکردند و آنها را برای چهارپایان خود ذخیره می کردند و به آن خرکولوج میگفتند . وجود فراوان تیغ در کوههای آرتیمان باعث رونق شغل خرک داری شده بود طوری که روستاهای اطراف برای حمل بار خود از آنها استفاده میکردند

آجیه بافی

یکی از شغلهای فراموش شده در آرتیمان همان آجیه بافی است که هیچ کدام از دختران امروزی آن را بلد نیستند و یاد نگرفته اند اما مادران آنها بدون استثنا همه این کار را بلدند وبه بهترین وجه آن را انجام میدادند.به نخی که برای بافتن این گیوه استفاده میشد و به وسیله دو قلاب کوچک که به آن سوزن آجیه بافی میگفتند پرک نام داشت .زنان پرک آجیه را از دو سه تا زن که کارشان فروش پرک بود تهیه میکردند و آجیه بافته شده را به دوره گردهای آجیه خر میفروختند.دوره گردانی که شغلشان خرید رویه آجیه بود هفته ای دوسه روز به آرتیمان میامدند وبا فریاد(روی آجیه میخریم) در کوچه و محل حضور خود را اعلام میکردند.زنانی که آجیه آماده داشتند به سوی او هجوم میبردند.معمولا زنان با این دوره گردها به صورت نقد و نسیه کار  میکردند.

قاشق تراشی 

شغل دیگری که فراموش شده و نسل جدید شاید اسم آن را هم نشنیده باشد قاشق تراشی بود.قاشق از چوب صنوبر و گردو و توت و سفید چوب تراشیده میشد.آن روزها قاشقهای روی و استیل وجود نداشت و مردم غذای خود را با قاشق چوبی میخوردند البته مردان آرتیمان چنان مهارتی در تراشیدن قاشق داشتند که قاشقهایشان فرقی با قاشقهای امروزی نداشت آنها قاشقها را به صورت بزرگ که برای حلیم زنی استفاده میشد وبه صورت کوچک که برای خوردن غذا استفاده میشد میتراشیدند قاشق تراشان حاصل دسترنج یک ماهه خود را به دوش میبستند وبه روستاهای اطراف میرفتند تا قاشقهای خود را بفروشند این شغل یکی از شغلهای زمستانی مردم بود. ( در اینجا جا دارد یادی از مرحوم زنده یاد میرزا حسین ، دائی مادر بنده داشته باشم که الحق و النصاف مهارت خاصی در زمینه قاشق تراشی داشت . روحش شاد.)

آج زنی

شغل دیگری که بین مردان رایج و معمولا شغل زمستانی ویا مواقع بیکاری در دیگر فصل ها بود شغل آج زنی بود.آج زنی به این صورت بود که کفه چرمی کفش را به دهانه یک گیره چوبی به اسم زیره میبستند و از دو طرف روی ان را به وسیله گره های نخی میبافتند این گره ها چنان نزدیک به هم زده میشد که روی کف گیوه را به طور کامل و بدون درز میپوشاند شغل آج زنی نیاز به مهارت داشت و تعداد اندکی از مردان آبادی آن را بلد بودند.

خشت زنی

یکی از شغلهای دیگری که در آرتیمان قدیم رواج داشت خشت زنی بود  و البته خشت را بیشتر موقعی می زدند که کسی برای ساختن خانه سفارش میداد خشت را از خاک سرخ میزدند این خاک توسط چارپایان به محل تخت وسیعی حمل ودر آنجا آب میگرفتند وبا یک قالب چوبی تقریبا سی در سی به صورت خشت میزدند و آنرا چند روزی در آفتاب رها میکردند تا خشک شود بعد با چهارپایان و وسیله ای بنام خشت کش که روی چهار پا میگذاشتند ، به محل ساختن خانه حمل میشد.اکثر خانه های قدیمی آرتیمان خشتی با دیوارهای پهن نیم تا یک متری است که البته الان خیلی کم از این خانه ها سالم و قابل استفاده میباشد.وجود دیوارهای خیلی پهن ساختمانها از ورود سرما و گرما به داخل خانه ها جلوگیری میکرد.و به همین خاطر خانه های قدیمی در زمستان گرم و در تابستان بسیار خنک می باشد.درحال حاظر تعداد کمی خانه خشتی وجود دارد که اکثر مخروبه و بدون استفاده میباشد.سقف این خانه ها با چوب سفید چوب پوشانده میشد و به شاخه هایی که روی تیرها میریختند تا خاک را نگه دارد پردو میگفتند در بعضی خانه ها چوبهای بزرگی به جای پلهای امروزی به کار میرفت که به آن حمال میگفتند خانه سازی در قدیم آنقدر سخت نبود که کسی نتواند از عهده ساختن خانه برنیاید چرا که مصالح به کار گرفته شده در داخل آبادی وجود داشت و وقتی خشت و چوب آن آماده می شد معمولا مردان فامیل جمع شده و ظرف یکی دو روز اتاقی را به کمک هم ساخته و آماده میکردند.توقعات هم آنقدر کم بود که افراد خانواده به راحتی در یک اتاق دوازده متری زندگی می کردند البته این خانه ها مختص افراد کم درآمد بود و افرادی که دستشان به دهنشان میرسید اتاقهای بیشتر با حیاط بزرگتری داشتند دیوار خانه ها هم از داخل کاهگل و با خاک سفید مخصوصی بنام ( خاک عله )هر ساله پیش از عید سفید میشد.

سنگ شکنی

یکی از شغلهائی که در زمانهای نزدیک به قدیم رواج داشت و الان نیز ممکن است به ندرت دیده شود شغل سنگ شکنی بود. افراد برای اینکه بتوانند خانه هائی مقاوم در مقابل رطوبت و سرماو گرما بسازند از سنگ استفاده میکردند. با توجه به اینکه منطقه آرتیمان در کنار سنگهای گرانیتی سخت قرار گرفته است مردم مجبور بودند سنگها را بوسیله افرادی که مهارت خاصی در این زمینه داشتند خرد و به قطعه هایی کوچک تبدیل کنند.افراد از صبح شروع به کار سنگ شکنی میکردند و تا نزدیک غروب این کار ادامه داشت و سنگهای سخت را مانند قندی که از کله قند درست میشود خرد میکردند که شغل بسیار سختی بود و دیگر ادامه پیدا نکرد .

البته شغلهای دیگری در قدیم وجود داشت که سن بنده اقتضای آنها را نمیدهد وبعدا آنها را از بزرگترها خواهم پرسید و می نویسم.

 ((مجتهدان ، دانشمندان ، شاعران))

  ((رضی الدین آرتیمانی))

 سید رضی الدین آرتیمانی نویسنده ساقی نامه معروف از اهالی آرتیمان می باشد و مدفنش در کنار کوه دارستان مشرف به شهرستان تویسرکان در محل و منظره زیبا و باصفایی قرارد دارد.

نام او میررضی الدین آرتیمانی است که در دوران زندگی خود صاحب کرامت ودر عین حال شوریدگی خاصی بوده است.میرزا محمدرضی معروف به میر رضی الدین آرتیمانی صاحب ساقی نامه معروف، از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. میررضی‌الدین آرتیمانی در سال ۱۰۳۷ هجری قمری دیده از جهان فرو بست و او را در محل خانقاه‌اش به خاک سپردند. آرامگاه او در تویسرکان قرار دارد و به عنوان یکی از دیدنی‌های این شهر شناخته می‌شود. از شعر رضی : رضی روز محشر علی ساقی است مکن ترک می تا نفس باقی است از شعر حاج حسین بیات :

آرتیمان که جلوه گاه خداست

زادگاه رضی بهین شعراست

 چندین سال قبل ساختمان با شکوه و جالبی به ضمیمه محوطه پر درختی برایش ساخته و در اختیار عموم مردم گذاشته شده . هم اکنون اطراف این ساختمان با طرز جالبی جدول بندی و خیابان کشی شده است ،

در تذکره صبح گلشن آمده است :

که میررضی از سادات آرتیمان و از میرزایان شاه عباس ماضی والی ایران است. در علوم درسیه استعدادش کامل بوده و به احکام رضیه آبادی خود عامل ، بلندی مقام عرفانی و خوی انسانی رضی سبب میشود که بیش از پیش مورد توجه خاص واقع شده و به دامادی خاندان بزرگ صفوی نائل آید . ثمره این وصلت ((ابراهیم ادهم)) است که او نیز مقام ارجمند ادبی و علمی داشته است. مرگ او را سال 1037 هجری قمری می نویسند و سنین عمر او را 65 تا 70 سال نوشته اند.

مولف کتاب بستان السیاحه مینویسد:

عارف ربانی سید رضی الدین آرتیمانی که در زمان شاه عباس صاحب دیوان و ساقی نام مشهور است از روستای آرتیمان از قرای تویسرکان است اما اولادش از جد خویش نصیب و بهره ندارد. در کسوت ملایی محض ، دنیا دارند.

سر حلقه عارفان آگاه و مسند معرفت را شاه بود. میررضی با وجود قید و صلاح ، وسعت مشرب او نهایت نداشته ، کمال شکستگی و گذشتگی را با جذبه عرفان جمع کرده بود . دیوان شعر او معروفیتی خاص در بین شاعران دارد. در کتاب بهترین اشعار تالیف ح. پژمان ص 158 رباعی زیر از میررضی ضبط شده که در دیوان چاپ شده رضی نیامده است.

گفتی سرزلف مشکسایی دارم 

روی خوش و لعل جانفرایی دارم

دارای همه چیز ، بیوفایی اما 

 من هیچ ندارم و وفـــایی دارم

 ((میرزا ابراهیم ادهم))

 

میرزا ابراهیم تخلص ادهم و ولد میرزا رضی آرتیمانی به زیور فضایل و کمالات آراسته بود. بدیهیه اش در تربیت نظم کمال رسایی داشت شورشی در خاطرش بود. چنانچه در ارتکاب مناهی ملاحظه نمیکرد.

روانه هند شده پادشاه و امراء احترام او بسیار میکردند ، چنانچه حکیم داوود او را به خانه برده مهربانی بسیار به او میکرد اما او نسبت به حکیم بی ادبی کرد ، لذا  او را محبوس ساخت ، گویا در آن اوقات مرغ روحش از حبس تن خلاص شده به جوار رحمت حق پیوست بیت زیر از اوست:

در سینه دلم گم شده تهمت به که بندم

غیر از تو در این خانه کســـی راه ندارد

و نیز در کتاب تذکره نصرآبادی به تصحیح استاد فقید وحید دستگردی بیت زیر از ادهم آمده است:

اگر تیغ بارد تو ســاغر بکش

قدح را سپر ساز و برسر بکش

و نیز در تذکره بزرگان و سخن سرایان همدان بیت زیر از ادهم درج گردیده است:

      جز من کسی به مدرسه نامد ز میکده

خاکم برسر ، ترقی معکوس کرده ام

((میرزا هاشم دل))

 

میرزا هاشم دل از سادات آرتیمان و نواده ابراهیم ادهم است در وسعت مشرب و فتوت و شجاعت بی نظیر بوده ، در حین محاصره افغان به اتفاق حاکم همدان به مدد اصفهانیان آمده و هنوز به شهر نرسیده بودند که قتال دست داد. حاکم همدان با تابعانش فرار کرد.

آن سید والا نژاد از فرط غیرت با خویشان در سال 1134 هجری شهادت اختیار کرد. او صاحب دیوان شعر میباشد ، شعر زیر از اوست :

ترک من و رسم دلربائی نکنی 

دوری ز تو مرگ است جدایی نکنی

تــرسم که بمیرم و نبینم رویت

  ای عمر عزیز بی وفـــایی نکـنی

  ((خواستار آرتیمانی))

 

میرزا هاشم آرتیمانی شاعری عرفان پیشه و اهل سیر و سلوک بود و ((خواستار)) تخلص میکرد. وی از نوادگان میرزا ادهم و از سلاله میررضی آرتیمانی عارف بزرگ بود. طبع روان و ذوق دانش و عرفان را از نیای خود به ارٍث داشت. صاحب تذکره حزین را با او مخالصت و موانستی به سزا بود ، شعر زیر از اوست:

قفس در هم شکن تا خویش را در لامکان بینی

 بران از دام ، تا خود راههای پرفشان بینی

 ((کاظم آرتیمانی))

 مولف تذکره کاظم ، سید محمد کاظم بن سید محمد هاشم آرتیمانی متولد 1200 و متوفی به سال 1277است . شاعر دانشمند معاصر عبدالرحمن پارسای تویسرکانی از نوادگان میررضی آرتیمانی است. محمود میرزای قاجار در تذکره سفینه المحمود آورده است :

کاظم اصلش از قریه آرتیمان از قرای تویسرکان است سیدی است فرشته خصال و جوانی است صاب کمال و سلسله نسبت این نیکزاد به میررضی آرتیمانی می رسد، غزلها و قصیده ها در مدیحه سروده است. بیت زیر از کتاب بهترین اشعار نوشته ح پژمان صفحه 494 از اوست:

بریدی از من وابسته به غیر مودت

ببین که از که بریدی؟ نظر نما به که بستی؟

 مجموع اشعار کاظم آرتیمانی در سفینه المحمود گردآوری شده است.

 ((فانی))

 عبدالحسین فانی بنا به نوشته تذکره همیشه بهار از نواده میررضی است شعر زیر از اوست :

رسید مژده روز گل و شکست چمن  

چراغ بلبل هجران کشیده شد روشن

 ((باقی))

 سید عبدالباقی متخلص به ((باقی)) شیخ الاسلام و از احفار میرسید رضی آرتیمانی شاعر عارف مشهور است . دیوانی از اشعار باقی به نسخه خطی در دست است که قریب 700 بیت میشود و مشتمل بر قصائد و غزلیات و رباعیات میباشد . به علاوه دارای کتابی است به نام ((انیس العاشقین)) که بر وزن مثنوی می باشد و آن را در پنجاه سالگی به نظم در آورده است ، باقی به طوری که از شرح حالش بر می آید در زمان فتنه افاغنه و هجوم آنها به ایران در قید حیات بوده است این دو بیت مطلع و مقطع غزلی از اوست:

 ای یافته ز قد تو هر بی بها ، بها    

 تشریف تست بر قد هر نارسا ، رسا

((باقی)) بدین دو روزه دنیا مبند دل 

بر هیچکس نکرده چو این بی وفا ، وفا

 

((صراحی آرتیمانی))

 

اسمش خانم و معروف به محترم النساء بوده است ، خود میگوید آرتیمانی و بعد میگوید دختر میرعلی اکبر مشهدی و زوجه میرمرتضی شاه بود .

شعر زیر به نام لها از اوست:

صراحی گر غمی داری زبخت سرنگون خود 

قدح را همدم خود ساز و خالی کن درون خود

تذکره روز روشن ص 474 و زنان سخنور تالیف مشیر سلیمی ص 197 هر دو می نویسند : محترم النساء معروف به خانم آرتیمانی و آرتیمانیه دختر میرعلی اکبر و زوجه میرشاه مرتضی است و همان تک بیت بالا را از او آورده اند. 

((میرشاه مرتضی))

 میرشاه مرتضی زوجه صراحی آرتیمانی و معاصر صادقی افشار کتابدار شاه عباس بزرگ و از مردم قریه آرتیمان بود.

سمت شیخ الاسلامی داشت ، با آن که بی قید و لاابالی بود ولی کم و بیش اهل فضل و دانش به شمار می رفت.

شعر زیر از اوست:

هم ناله نای و همدم جامم من

 نا حق بر پا و زهد بدنامم من

تا میکده هست رو به مسجد نکنم  

  زندیقم من که شیخ الاسلامم من

 ((مهدیعلی شاه))

 از سادات آرتیمان و اسمش محمد تقی است ، در زمره علماء و ظاهر الصلاح و داری امامت و قضاوت بود . شعر هم می گفته است . مظهر الطاف خفی و جلی است ، صاحب صدق و صفا و مهر و وفا است . بعد از آن که طالب راه شد و به مستعلی شاه پیوست و مرخص به ارشاد شد فرمود باید روزی یک دفعه به فقرا سرکشی کنی.

با داشتن محراب و منبر و قضاوت این کارش او را از کار باز داشت و اثرش فاش شد علماء تکفیرش کرده خواستند به قتلش برسانند. از حاکم اعانت نشده بالاخره به بروجرد رفت و در خارج شهر باغی ساخته در آن جا منزل گرفته مشغول ارشاد شد تا سال 1257 به درود جهان گفت و در بروجرد مدفون گردید.

 ((میرمعین آرتیمانی))

 جادارد از سید بزرگ و برجسته بنام میرمعین دوم معروف به آمیر معین عارف بلندپایه علوی فرزند میر سیدعلی فرزند میرمعین..... فرزندمیر علی اکبر فرزند جلال فرزند ابراهیم فرزند رضی فرزند احمد در حلقه عرفان علوی آرتیمان جای داردیادی کرد. در دهه دوم قرن سیزدهم شمسی درخاندان عرفان آرتیمان چشم به جهان گشود . در سال 1290شمسی درآرتیمان در گذشت . بر فراز دره آرتیمان در دامنه کوه اشتوار کوه معروف آرتیمان بنام (قبرآقا)به خاک خفته است . از خوانندگان این یادداشت تقاضا داریم از این مکان مقدس دیدن کنید.(جاده هم برای وسیله نقلیه مهیا شده است).

 

آمیرمعین که از عرفا و ساکنان راه حقیقت بوده در اوائل قرن سیزدهم در آرتیمان متولد شده و در اواخر سال 1298 هجری قمری در آرتیمان وفات نموده است. حاج محبعلی صدیقیان که از اولاد دختری میرمعین است در شهریور ماه 1353 اقدام به ساختن بقعه ای آبرومند برای میرمعین نمود و از سادات حسینی میباشد .

بقعه میرمعین در دامنه کوه مشهور به خاله خمیره میباشد که در محل به آرامگاه او (( قبرآقا )) میگویند .

عارف دل آگاه میرمعین آرتیمانی در مقدمه جلد سوم دیوان خود که به خط رایج آن زمان که نه چندان زیباست مینویسد :

هو الملک الحق المبین

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین ، هذا کتاب تحفه الابرار من تصنیفات معین بن میر سید علی بن میر سید باقر بن میرسید معین بن میر سیدصالح بن میر سید موسی الی آخرهم انتهی سید الساجدین امام الهادی علی بن الحسین علیها السلام

 (( آثار خطی میرمعین آرتیمانی))

 میر معین یک جلد کتاب منظوم در چند قسمت دارد .

کتاب خطی دیگر که شامل چند قسمت به شرح زیر است :

((قسمت اول))

الف: تفسیر حدیث ((کل شیئی یرجع الی اصله)) در 15 صفحه

ب: آیات مختلفه قرآن کریم به حسب بار عرفانی که در آیات قرآن دیده است.

ج: بیان ((انواع ملائکه))

د: سوالاتی که از پیامبر (ص) نمودند: و پاسخهای آن حضرت .

 ((قسمت دوم))

 قسمت دوم کتاب ، دیوان اشعار میرمعین آرتیمانی شامل : (قصیده ، غزل ، ساقی نامه ، مخمس و رباعی) در 180 صفحه

 ((قسمت سوم ))

کتاب یا رساله ضیاء العیون ، میرمعین خود در باب کتاب می نویسد:

اما بعد این رساله ایست موسوم به ضیاء العیون به ابواب ثلاثه به ازای حروف اسم ((الله)) که ((الف و لام و ها)) می باشد در بیان اصول دین و مصدر اول و ترتیب خلقت کائنات و معنی فروع دین و هر بابی از آن مشتمل است بر پنج فصل که مجموع پانزده فصل می شود ، میرمعین در تفسیر آیات قرآن کریم صاحب نظر بوده است.

از کتاب تحفه الابرار میرمعین آرتیمانی شعری در زیر آمده است:

بیا ای یا ربی همتا عیان کن حسن زیبا را

  بدین مجنون سرگردان به بخشا وصل لیلا را

مکن از عاشقان دوری منه این داغ مهجوری

 بیا ای یوسف کنعان رعایت کن زلیخا را

ادامه دارد.........

درباره آرتیمان نظر دهید


برچسب‌ها: مهدی زین العابدینی, آرتیمان, اشتوار, خاکو, جلیندر

تاريخ : شنبه 1390/11/08 | 13:9 | نویسنده : مهدی زین العابدینی |